قرار بود این پست عکس دختر خاله ام باشه ،ولی نشد
چهارشنبه قراره با ماشین با بچه ها بریم گرمسار ، البته با هزار کلک گولشون زدم تا با من بیان وگر نه به این سادگیا اومدنی نبودن، گفتم نهار مهمون من ، پول تاکسی نمیدین
و ...اونا هم قبول کردن
اومدم بگم جاده اس دیگه یه وقت دیدی تصادف کردیمو مردیم ، قبلش حلالیت بطلبیم
من که به رانندگی خودم امطمینان دارم ولی نمیشه خطرات جاده رو ندید گرفت
سه تا دختر با یه ماشین توی جاده ای که همش توش تصادف میشه
نمیدونم
به هر حال اومدم بگم برامون دعا کنید سالم بریمو بر گردیم