از این کوچه
تا آن جا که راهی نیست.
تنها یک ورق ِ سپید دست و پا
میکنم،
دست به دامن ِ شعر میشوم
و یک دل سیر
مینویسامت.
چه
بخواهی
چه نخواهی،
من شاعر سرگردان
همیشه قبل از این که باران
ببارد
از پچ پچ کلاغها فهمیدهام
که یک جایِ دوری
دلت، سخت
گرفته است.
پی نوشت: شعر از امیر آقایی
پی نوشت بعد: نمیدونم چرا این روزها دلم شور میزنه، تنگ میشه، میگیره! میترسم هوای دلت ابری باشه و به من چیزی نگی!
پی نوشت بعد بعد: شک نکن این روزها پرم از احساس دوگانه
قشنگ بود
:)
احساس دوگانه خیلی خطرناکه!
بیشتر ترسناکه تا خطرناک