چند هفته ی پیش رفتم سراغ آرشیو وبلاگ قبلی؛ دیروز اون قسمت از وبلاگ که تقریبا یک سالی میشد رو به اینجا منتقل کردم(صفحات اضافی). البته من همه ی این آرشیو رو به صورت کد اچ تی ام ال داشتم و با بردن این کد ها توی فرانت پیچ تونستم تصمیمم رو عملی کنم! البته یه مشکل این وسط بود که من نمیدونستم پست مربوطه برای کی و چه وقت بود! تنها چیزی که توی کد ها به چشم میخورد که مربوط به تاریخ بود، یک عدد ده رقمی بود که هیچی نمیشد ازش در آورد. در این حین یهو مهندس زرشا توی مسنجر پیداش شد. بهترین گزینه برای این راه حل بود. وقتی بهشون عدد رو گفتم، چند دقیقه بعد تاریخ دقیق رو با ساعت بهم گفتن! ما که آخرشم نفهمیدیم چه طوری فهمیدن ولی یه لطف بزرگ کردن و یه برنامه ای نوشتن واسم که تونستم با دادن اون عدد ده رقمی به اون برنامه، تاریخ دقیق پست ها رو هم پیدا کنم و از این بابت واقعا ازشون ممنونم. الان دیگه اولین پستی که من شروع به روزانه نویسی کردم رو دارم.
اینجوری شد که حدود شصت پستی که از سال 85 نوشته بودم رو تونستم اینجا بیارم(نمی دونم چرا حدود 20 پست این بین نابود شده بود). البته این وبلاگم که منتقلش کردم اولین وبلاگ شخصی من نبوده ولی اولین وبلاگی بود که خیلی دوسش دارم و داشتم!
الان دیگه خیالم از این بابت هم راحته فقط نمیدونم چطوری دایرکتشون کنم!( احتمالا به اولین پست این وبلاگ اضافه کنم)
هفته ی پیش بابا گفت دو تا ماشین هست میارم که ببینید و اگه پسندید بگیرم براتون(البته باید میگرفت چون سال پیش که ماشینمون رو فروختیم تا الان پولش پیش بابا امانت بود). خلاصه یه پراید نقره ای آورد و یه سی یلو بژ متالیک. من و مامان اول با پراید رفتیم بازار روز خرید. ماشین بدی نبود. چند تا خط روی ماشین بود، روکش هاشم کثیف بود، صندلی راننده هم جلو نمیرفت! حالا بماند که من با این قدم چطوری و با چه مصیبتی کلاج میگرفتم! روز بعد با سی یلو رفتیم به مامان بزرگم سر بزنیم! این ظاهرش تمیز تر بود، توی اتاقشم تمیز بود، ولی لامصب فرمون هیدرولیک بود و باز هم صندلیش جلو نمیرفت! اینم بماند که توی اون بارون و ترافیک من باز چه مصیبتی کشیدم ، تازه آینه جلوش هم یهو وسط راه کنده شد!!! خدایی راننده ی حرفه ای میخواست که بشینه پشت ماشینی که نه صندلی درستی داشت نه آینه، تازه بارون هم می اومد و برای اولین بار هم بود که پشتش میشستم!!! این شد که دیروز پراید رو بابا برد تعمیر گاه تا سرویس بشه و بعد یه کارواش اساسی و بعد از اون بشه رخش ما( من و مامان و خواهری)! البته ما خونه امون توی طرح ترافیکه و هر جا هم بخوایم بریم توی طرحه! فقط میشه پنجشنبه ها براش برنامه ریخت!
پی نوشت:خدایا یعنی میشه زودتر این اسفند تموم شه و خونه تکونی ما هم تموم شه!!!
پی نوشت بعد: دنبال یه رمان درام و آروم میگردم.
پی نوشت بعد بعد: این پست رو هم از آرشیو در آوردم!
بد سلیقه! آخه کی سیلو رو ول می کنه پراید رو بر می داره!!!!
واقعا که!!!!
سلیقه کیلو چنده داداچ! من که گفتم ظاهرش خیلی خوب بود! ولی تو که رانندگی مامان منو ندیدی!!! این فرمونش هیدرولیک بود، اینجوری هر هفته ماشین توی تعمیرگاه بود! نمیدونی مامان من چطوری میره که وگرنه اینو نمیگفتی
تازه سیلو مدلش 80 بود ولی پراید 84، سیلو یک بار شدید تصادف کرده بوده و فرمون یه سمت راست کشیده میشد...
چه جالب، منم میخواستم بگم حیف سیلو نبود؟
(سلیقهی پسرونه است دیگه، حرف نداره
)
حیف که این پستهای قبلی نظراتش نیست!
این پسته رو خونده بودم، یادش بخیر. یاد اسمایلیهای پارسیباکس هم بخیر
خوبه نمیخواد سلیقه اتونو به رخم بکشی! ایششش
توضیحات رو دادم به بالایی به تو هم توضیح بدم!!! عجبا
آره هیچ اثری از نظرات نبود، مگه تو اون موقع هم آدرس منو داشتی؟ :/
وقتی دیدمشون یادم افتاد چقد دوسشون داشتم این اسمایلی ها رو