عشق همینجاست!!!‏

تو کجایی؟‏

عشق همینجاست!!!‏

تو کجایی؟‏

مجازی

آدم خوبیه، مودبه، یه پسر با نمک داره! یه سایت و فروم هم داره.آدم مذهبی هم هست، همیشه لینک های مذهبی میده، هر چند روز یک بار سلام و احوال پرسی میکنه. خب چند باری توی نمایشگاه ها همدیگه رو دیدیم. یکی دو بار هم محل کارمون اومد(فقط بستنی خورد و رفت). حالا این آدم فالور من شده توی گودر! منم هر چیزی دم دستم بیاد توی گودر شیر میکنم. با این آدم هم رودربایستی دارم خب. اگه بلاکش کنم بد میشه! رویا میگه سوادش به این چیزا نمیرسه! آدم رک و بذله گویی هم هست. باید منتطر تیکه هایی که بهم میندازه باشم!!! به شدت متنفرم از اینکه آدم هایی که بیرون من رو میشناسن، توی دنیای مجازی هم ببینمشون! البته دوستام کاملا استثنا هستن. کلا مخفی بودن وبلاگم و اینکه اجازه نمیدم کسی لینکش رو بزاره توی وبلاگش به خاطر همین موضوعه! شاید اینجا از معدود وبلاگ هایی باشه که خواننده هاش اختصاصین؛ ولی شبکه های اجتماعی رو که نمیتونی به این صورت مخفی کنی! تنها راهش اینه که پرایوت کنی! تازه اونم اگه اجازه بخوان و آشنا باشن که نمیتونی نه بگی!!! ای بابا عجب دغدغه های بیخودی دارم من!


پی نوشت:باورم نمیشه آخرای خونه تکونی باشه!

شعر نوشت:کلمه می شوم
                 شبیه ِ دوستت دارم
                 شبیه ِ تنهایم مگذار!

                 (ع. حسین نژاد)

نظرات 1 + ارسال نظر
سعید چهارشنبه 12 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 08:30 ق.ظ http://narkand.blogspot.com

دوتا گودر درست کن، اون وقت یه عده رو بفرست تو این گودر، یه عده رو هم بفرست تو اون گودر.

من نمی دونم کجای خونه تکونی هستیم

خیلی ها همین کار رو کردن
شما بچه های دور از خانه حق ما رو هم میخورین

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد