امروز روز وبلاگ و وبلاگ نویسی و ایناس، یه جورایی آدم دوست داره توی این روز از وبلاگ و وبلاگ نویسیش بنویسه، هر چند این کار رو هر سال تکرار کنه! خب این خیلی خوبه که آشنایی من با وبلاگ و وبلاگ نویسی دقیقا همین روزها بود، اواسط شهریور بود، قبل از اینکه شروع کنم به نوشتنش، اصلا نمیدونستم وبلاگ و این حرفا چی هست! همین روزها بود که فهمیدم چیه و شروع کردم به نوشتن، قدمت زیادی نداره، سرویس های وبلاگ فارسی از سال 81 شروع به کار کرده ولی من از سال 84 شروع کردم به نوشتن وبلاگ. البته خیلی زود اون وبلاگ رو رها کردم و رفتم سمت وبلاگی که فقط مال خودم باشه، از مهر 84 توی وبلاگ نویسی مستقل شدم، دوسش داشتم فضاشو، اینکه همه به هم لینک بودن. یه روزایی بود که صبح به عشق اینکه ببینم چند نفر اومدن و کامنت گذاشتن زود از خواب پا میشدم، روزهایی که همه تجربه کردن، واسه منم چند ماهی بیشتر دووم نیاورد، اون موقعی اون روزها تموم شد که دیگه فهمیدم خیلی اهمیتی برام نداره که چند نفر میان و میرن، مهم نوشتنم بود، همون موقع ها بود که زدم تو خط روزانه نویسی و نوشتن روزمرگیهام. چندین وبلاگ این وسط کن فیکون شد، تا اینکه دیدم تعلق خاطر وحشتناکی به وبلاگم توی پارسی باکس دارم، البته اون موقع ظاهر جدید اون سرویس گولم زد ولی خیلی زود(یک سال بعد) فهمیدم که سرویسی نیست که بتونم بهش اعتماد کنم،تاوانشم پاک شدن سرویس بود، بلاگفا هم خیلی شلوغه و همه همدیگه رو میشناسن، ولی اینجا خلوت تره، به خاطر همین اینجا رو انتخاب کردم واسه موندن. امیدوارم اتفاقی پیش نیاد که یه روزی اینجا رو بخواد تعطیل یا حذف کنم
پی نوشت: یه جور ادای دین بود این پست
اضافه نوشت: میدونستی این بار پسرکانم 17 تا هستن؟؟؟( اینم عکسشونه)
You have a beautiful site
Please visit our site
Www.Rata-Mg.Com
یاد میلههای سردم افتادم، جوانی کجایی که یادت بخیر
باید پول دربستیامو حساب کنی
منم امیدوارم واسه این یکی هم اتفاقی پیش نیاد!
امروز باعث شدی سرویس دانشگاه رو از دست بدم، مجبور شم دربست بگیرم برم دانشگاه!
راستی، پسر نو مبارک