عشق همینجاست!!!‏

تو کجایی؟‏

عشق همینجاست!!!‏

تو کجایی؟‏

بعد از چند سال

پنج شش سال پیش، میخواست به خاطر اون دختره خودکشی کنه، یادمه چه حسی داشت! حتی منم با دختره حرف زدم ولی فایده نداشت! توی همه ی مراسم های فوت پدر دختره با مادرش شرکت کرد، بازم فایده نداشت! الان فهمیدم با یکی دیگه ازدواج کرده!

پی نوشت: ما هیچ وقت پی به حکمت اتفاقاتی که خدا پیش پامون میزاره نمیبریم!

نظرات 3 + ارسال نظر
سعید دوشنبه 5 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 07:34 ق.ظ http://narkand.blogspot.com

داری منو آماده می‌کنی دیگه؟

همیشه هم حکمت نیست، بعضی وقت‌ها هم قسمته البته بعضی‌ها میگن هیچ قسمتی بی حکمت نیست

شما کارت درسته داداچ من!

خب کلا خوب بود آدما هم میتونستن قسمتشون رو خودشون انتخاب کنن

سعید چهارشنبه 7 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 04:07 ب.ظ http://ofogheakhar.blogfa.com

اون دختره چی؟
خبر داری ازش؟
هر چی بدم میاد از این پسرایی که به خاطر دختر میخوان خودکشی کنن
اصلا نمیدونن که این دنیا سرای امتحانه و یه دنیای دیگه هست که یه عالمه حوریه های بهشتی منظرمونن
خیلی بد شد مراسم های درگذشت پدر اشون نبودم

از اون دختره اصلا خبر ندارم
حالا نه اینکه حوری ها ردیف وایسادن منتظر شما ها!
مراسم درگذشت پدر حوری ها؟

محمدرضا چهارشنبه 4 اسفند‌ماه سال 1389 ساعت 03:38 ب.ظ http://cinematography.blogsky.com/

باد هر جا بحواهد می وزد....
خوشگل می نویسی

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد