مرا برد
صدایش مرا برد
به آنسو
به آنسوی دور از غم این جهانی
به آن باغ باران
به آن ارغوانی...
چه مستم
چه مستم از آن ناگهان
آنکه آمد از آنسو
همان
آن صدا
آن بهشت آفرین
آن بهین
بهترین آسمان در زیر زمین
پی نوشت: شعر از محمدرضا عبدالملکیان
پی نوشت بعد: دیروز بعد از هفت ماه شنیدن صدات اونم توی بارون، عالمی داشت! کاش با شنیدن صدات غم های دلم پر میکشیدن
می خواستم اینو شیر کنم بهار ولی یهو گفتم شاید دوست نداشته باشی :)
خیلی قشنگ بود ! هم شعر هم عکس :)
:**
:*
خب کپی پیست میکردی مینوشتی منبع یک وبلاگ
هنوز هم پرنکشیدن؟
باید باهاش کنار بیام