امروز سمیه اومد و کارت عروسی برام آورد، کلی هم اصرار کرد که حتما تشریف ببریم، سه شنبه هفته ی دیگه است و سالنش نزدیک خونه امونه و بدون وسیله هم میتونیم بریم، فکر کنم فقط من و مامان بریم و اگه خواهری بیاد.
سمیه که کارت رو آورد مامان گفت وا این که اسمش نغمه است!!! گفتم خب مادر من الان هشت ساله سمیه اسمش رو عوض کرده. مامان میگه پس چرا شما بهش نمی گید نغمه! میگم چون ما دوستای قبل از عوض کردن اسمشیم، اون موقع ها که اول دبیرستان بودیم، سمیه تصمیم گرفت اسم عوض کنه، ولی ما نتونستیم قبولش کنیم، اینه که فقط وقتی میریم خونه اشون جلوی مامانش میگیم نغمه تا ناراحت نشه!
امروز رفتم و واسه فر کردن موهام پرسیدم، گفت میشه صد تومن! من که روی پنجاه حساب کرده بودم کلی خورد توی ذوقم! این شد که الان تصمیم گرفتم دو تا هجده تومن بدم واسه این عروسیا و موهام رو فر کنن تا اینکه بخوام فر شش ماهه بزارم!
پی نوشت: گیگیلیه خر من دیگه یاد گرفته پا و چشم و دماغشو نشون بده با دستاش! دیشب کلی قربون صدقه اش رفتم کچلمو!
پی نوشت بعد: هنوز هیچ تلفنی بهم نشده ها!
نغمه از سمیه قشنگتره! از سمیه هم خیلی کمتر استفاده میشه، دورهی کارشناسی، از 30 تا خانم همکلاسیمون، 9 تا شون سمیه بودن

من اگه اسمم رو عوض کنم احساس میکنم هویتم هم همراهش گم میشه
گیگیلیه خر تو کیه دیگه؟
پس کتاب فروشی ردیفه دیگه
خب ما بین دوستامون همین یه سمیه رو داریم وگرنه حتما نغمه صداش میکردیم
خب گیگیلیه من نگاره که وقتی احساسی میشم بهش خر هم میگم
دارم روش کار میکنم هنوز