آدم وقتی میخواد یه چیزی رو از توی دلش بیرون کنه، کلی باید راه طی کنه ، تازه آیا بتونه یا نتونه! حالات مختلف داره، اگه تصمیمش درست نباشه، به چندین نفر ضربه میزنه، اولین و سنگین ترینش خودشه! برای اینکه بتونی بهتر به نتیجه برسی، اولین کاری که باید بکنی اینه که هر چیزی یا هر کسی رو که تو رو یادش میندازه رو بزاری کنار، حتی اگه موقت باشه، باید بزاری کنار، چون با دیدنشون داغی توی دلت تازه میشه و ممکنه سست بشی، کم کم باید از توی ذهنت هم بندازیش بیرون، ولی جای سخته قضیه توی قلبته، که تو خودت نمیتونی از دلت بیرونش کنی، همونطور که تو خودت توی دلت راهش ندادی! فقط زمانه که میتونه این کارو بکنه، همونطور که زمان تونست اونو راهی دلت کنه! حالا اگه تصمیمت درست باشه فقط کافیه یه کم به عقب برگردی! یه کم رفتارها رو مرور کنی، اونوقته که قبولش واست راحت تر میشه!
پی نوشت: باید به خودم و بهت ثابت کنم که تصمیمم جدی بوده!
پی نوشت بعد: حالا میفهمم چرا قبل از خواب آرام بخش میخوری!
پی نوشت بعد بعد: اصلا خودتو اذیت نکن اگه چیزی نفهمیدی از این پست!
پی نوشت بعد بعد بعد: امروز یک/ یک/ دوهزار و یازده
هرگز کسی این گونه فجیع به کشتن خود برنخواست که من به زندگی نشستم.
نمی خوام زندگی توام این جوری بشه
می فهمی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نمی خوام نمی خوام
:(
دیگه عادت کردیم به خوندن پستهایی که چیزی ازشون نمیفهمیم
سعدی میگه بیرون نمیتوان کرد الا به روزگاران، بعضی چیزها، بعضی کسها و خیلی چیزهای دیگه رو هم بیرون نمیتوان کرد حتی به روزگاران
یه روز هم این پست ها تموم میشه
این حتی به روزگاران خون به جیگر میکنه آدمو