الان دیگه نزدیک یک هفته است که سرما خوردم و در حال حاضر خوبم، یعنی دیگه تب ندارم، فقط یه کم سرفه میکنم و یه موقع هایی صدام میگیره که اینم قابل تحمله!
دیروز تولد رویا بود و ما قرار شد چهارشنبه همدیگه رو ببینیم. جمعه با وجود اینکه حالم خوش نبود، به والدین اصرار کردم که من باید برم نمایشگاه گل و گیاه، اینقد پافشاری کردم که قبول کردن، همین که از میدون توحید رد شدیم سیل ترافیک نمایشگاه رو دیدیم، چه خبر بود، اینقد آدم بود که نمیشد گل و گیاه دید، اصلا صفای باغ گل خودمون یه چیز دیگه ای بود، من فقط از طبقه دوم خوشم اومد، گیاه های گوشت خوار رو دیدم که توی ویترین خوشگل و زیبا و رعنا نشسته بودن، بعد اون ور ترشم بذر و نشای سبزیجات میدادن، گوجه و خیار و توت فرنگی و اینا! ولی مرغوب نبودن، برای من که هر چند وقت یک بار میرم باغ گل، خیلی جذاب نبود.
پی نوشت: همچنان به دنبال یه هدر مناسب میگردم
خوب خدا رو شکر، ایشالله خوب خوب میشی :)

تولد رویا خانم هم مبارک! چه بیخبر!
توتفرنگی هم جزو سبزیجاته؟
بابا متخصص، از کجا میفهمی بذرش خوب نیس؟
هدرت دیده نمیشه باز که :(
خیلی ممنون
ایشالا زودتر فین فینم بی افته
از طرف رویا هم میگم که ممنون ایشالا تولد شما
اوهوم، جزو سبزیجاته
اصن بذر با آدم حرف میزنه، این کاره نیستی داداش
واقعا!
الان من میبینم